تبلیغات
*مداد رنگی* - In a Rell with Paris kuchulu

*مداد رنگی*

مارک سَمپاد/مِدیکال

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | قالب وبلاگ



In a Rell with Paris kuchulu

من از رو نمیرم!
هرچندم که این وبلاگ تخته بشه..من پست نذارم..کسی سر نزنه...مهم نیس
اینجا پابرجا میمونه واسه یه روزایی که بخوام بنویسم
بگذریم...این روزا تمام دلخوشیم اینه که آخر هفته بشه و برگردم خونه...شهرم...گرمای خونه مون...
پیاده روی تو خیابونای خیس و شلوغ شهرمو دوس دارم زیاد...هوای خنکی که به صورتم میخوره...مردمی که عصرا میان بیرون قدم میزنن...شاید حتی بدون هدف...
این روزا فقط خوابگاه بوده و دانشگاه..
دانشگاه خوبه...درسا زیاده...و سخت.
خوابگاه ولی عالی نیس...دیرجوشم خب...تنهایی رو ترجیح میدم...یا بهتر بگم،آدمای قدیمی رو ترجیح میدم واسه کنارشون زندگی کردن...آدمای جدید و گذری باید گذری باشن..
دوس ندارم کاری به کار کسی داشته باشم...خاصه برنامه م...برنامه بقیه رو که میبینم استرس میگیرم...
شب اول خوابگاه جهنم واقعی رو فهمیدم...اینکه چقد نازپرورده ام...
بگذریم...وقتی کنار دوستا و خانواده م نباشم ...دلم یه زندگی رباتی میخواد...فقط همین

+اون برنامه ی خاصم تو حلقم ینی.آخه شب امتحان خوندنم شد برنامه؟!خخخ




طبقه بندی:
دل نوشته ها،
[ چهارشنبه 22 بهمن 1393 ] [ 11:13 ق.ظ ] [ فائزه * ] [ نظرات() ]