تبلیغات
*مداد رنگی* - حکایت این روزای من

*مداد رنگی*

مارک سَمپاد/مِدیکال

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | قالب وبلاگ



حکایت این روزای من

بعضی وقتا هست که همه ی راه های در رو ی احتمالیو در نظر میگیری...
ولی میبینی هیچکدوم چشمک نمیزنن بهت
حکایت الانِ منه...
بعضی وقتا هم هس که اینقد تنهایی...که دلت میخواد یه مدت "تنها" باشی بعد برگردی..
تا شاید هرچند کاذب...ولی تغییر کنه حِست...
یا یه وقتایی آرزو میکنی آدمای دورُ بَرِت رُبات بودن...دکمه ی لجاجتشونو آف میکردی...
تا شاید یه درصد گاردشونو باز کنن...و شاید یه درصد یه چیزایی رو یاد بگیرن...
طرز فکرشون کاشکی میشد عوض شه...یا اصن کاشکی میشد باهاش کنار اومد
یه وقتایی دوس داری فقط با آدمایی که خنده ت میندازن باشی....
اونایی که وقتی باهاشونی به هیچی دیگه فک نمیکنی...برمیگردی به خاطره ها...
 
+بعضی وقتا هم هس که میفهمی چقد ترسو بودی که وبلاگتو سوت و کور گذاشتی یه مدت







طبقه بندی:
دل نوشته ها،
[ جمعه 2 مرداد 1394 ] [ 12:53 ق.ظ ] [ فائزه * ] [ نظرات() ]